![]() |
![]() |
|
| گروه آموزشی کارآفرینی سازمان آموزش و پرورش استان لرستان |
|
ضمن سلام وخسته نباشيد خدمت كليه همكاران خواهشمند است نسبت به
ارسال مشخصات همكاراني كه درسال تحصيلي ۸۹-۸۸درس كارآفريني راتدريس مي كنند اقدام فرما ييد. با تشكر كلانتري سر گروه درس كارآفريني استان |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 11:35 توسط گروه آموزشی کارآفرینی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 12:33 توسط گروه آموزشی کارآفرینی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 13:52 توسط گروه آموزشی کارآفرینی |
|
|
جایگاه بازاریابی در کسب و کار
"عاقل ترین مردم کسی است که به آیندۀ کارها بیندیشد " حضرت علی ( ع )
پس از راه اندازی کسب وکار باید به دنبال آن بود که دریافت چگونه و از چه راههایی می توان در بازار پر رقابت امروزی ماندگار شد و محصول یا خدمت خود را گسترش داد . زیرا اگر به دنبال توسعه ی محصول یا خدمت خود نباشید به احتمال زیاد در کسب و کار خود موفق نخواهید شد .
بسیاری بازاریابی را به معنی فروش یا تبلیغات می دانند ، در حالی که مفهوم بازاریابی فراتر از فروش و تبلیغات است . تحقیقات به موقع بازار ، کلیدی جهت موفقیت است . تخمین تقاضا جهت محصولات یا خدمات ، جمع آوری اطلاعات از صنایع داخل و خترج کشور ، توجه به آمارهای که در دسترس است و استفاده از تجربه ی دیگران می تواند در امر بازاریابی به شما کمک نماید .
به طور ساده می توان گفت که بازاریابی هنر پیداکردن مشتریان برای محصولات یا خدمات خود به ساده ترین روش ممکن است. از دید اقتصاددانان ، بازاریابی عبارت از مجموعه فعالیت های انسانی – اقتصادی هدایت شده جهت ارضای نیازها و خواسته های افراد جامعه از طریق فرایند مبادلات می باشد . بر اساس تعریفی دیگر ، بازاریابی عبارت است از همه ی تلاش های نظام مند برای شناخت بازار و اقدام نسبت به انواع تقاضاها ، با توجه به نظام ارزشی جوامع و هدفهای سازمانی .
استراتژی بازاریابی بر محور مشتری شروع می شود و خاتمه می یابد . بنابراین در مسیر توسعه این استراتژی ضرورت دارد رویاها ، بینش و علاقه تان را فراموش کنید ئ فقط به مشتری بیندیشید . وقتی صحبت از بازاریابی است خواسته های شما مهم نیست . تنها چیزی که اهمیت دارد خواسنه های مشتری است . تمایلات مشتریان امروزه به حدی تنوع یافته که نمی توان آنها را در دسته های بزرگ تقسیم بندی کرده و براساس آم استراتژی بازاریابی را تعریف کرد . به بیان دیگر امروزه مشتری تمایل دارد تا بر اساس خواسته های شخصی اش خدماتی را دریافت کند ، تنها راه حل براورده شدن این خواسته ها ، مدیریت روابط مشتری است . چهار قدم اصلی این مدیریت عبارتند از : - شناسایی مشتری واقعی ؛ - اختلاف قایل شدن بین مشتریان ؛ - ایجاد ارتباط با مشتریان فعلی و یادگیری از آنها ؛ - مطابق ساختن محصول یا خدمت با نیازهای مشتریان . همانطور که مشاهده می کنید ، چهار قدم فوق بر اساس شناخت تک تک مشتریان و برقراری ارتباط متقابل با هرکدام از آنها بنا شده است . عدم شناخت مشتری و یا نقص در مدیریت دانش ، مدیریت نا کارآمد بازاریابی را در پی خواهد داشت . بازاریابی بر اساس دانش این نیاز را براورده کرده و ترکیبی مناسب از شناخت مشتری ( به کمک تکنیک های استخراج اطلاعات ) و اداره اطلاعات ( مدیریت بر اساس دانش ) را ارایه کرده است . بنابراین سه بخش اصلی بازاریابی بر اساس دانش عبارتند از : تهیه ی برگه ی مشخصات مشتریان ؛ تجزیه و تحلیل انحرافات و تجزیه و تحلیل روند .
برای شناخت بهتر بازاریابی باید چهار عنصر بازاریابی را در زبان انگلیسی با واژه هایی شناخته می شوند که یا حرف « P » آغاز می گردد و به چهارP معروف اند یاد گرفت . این عناصر عبارتند از : - محصول : هرشرکتی برای خود محصولات یا خدماتی دارد که باید تا حدی خواسته ها و نیازهای مشتریان را برآورده کند . - قیمت : قیمت محصولات یا خدمات باید در حدی باشد که مشتریان فکر کنند ارزش خریدن و استفاده را دارد . - ارتقاء : محصولات یا خدمات باید توسعه و گسترش یابند ، بهطوریکه مشتریان بالقوه از موجود بودن آن اطلاع پیدا کنند . - مکان : محصول یا خدمات باید در محل مناسبی عرضه شود تا مشتریان بتوانند به راحتی به آن دسترسی پیدا کنند .
بازار به گروههای مختلف مردم تعلق دارد و انسانها با یکدیگر متفاوتند . به همین دلیل سلیقه های مختلفی نیز دارند . بنابراین از نظر بازاریابی چهار عامل عمده برای تقسیم مردم به بخش ها و گروههای مختلف وجود دارد که عبارتند از : سن ، طبقه اجتماعی ، محل و فرهنگ و مذهب .
در بازاریابی عنصر محصول یا خدمت نقش بسزایی ایفا می نماید . اگر محصولات یا خدمات خوب و مناسبی را انتخاب کنید و چهار قانون طلایی را که در زیر به آنها اشاره شده است رعایت نمایید ، در بازاریابی و فروش موفق خواهید بود . - قانون اول : بازارمحور باشید ، نه محصول یا خدمت محور : ابتدا در بازار تحقیق کنید و نیازهای مردم و بازار را شناسایی کرده و پس از آن به تولید محصولات یا خدمات بپردازید . - قانون دوم : به اجزای محصول یا خدمت خود توجه بیشتری کنید : طراحی محصول یا خدمت باید متناسب با هدف بوده و نام گیرا و جذابی داشته باشد ، در عرضه محصول یا خدمت باید تنوع ایجاد کرد و از این طریق به مشتریان امکان انتخاب بیشتری داد . - قانون سوم : منحنی عمر محصول یا خدمت خود را بشناسید : همه محصولات یا خدمات منحنی عمر مشابهی دارند . آنها راه اندازی می شوند ، فروششان رشد می کند و به حد بلوغ می رسند ، پس از آن بازار را اشباع می کنند و در نهایت کهنه و قدیمی شده ، از رده خارج می شوند . لازم است پس از شناخت منحنی عمر محصول یا خدمت خود ، برای استمرار فعالیت ، تولید آن را دائماً تازه و به روز کنید تا مانع کاهش میزان فروش شوید . - قانون چهارم : محصولات یا خدماتی تولید کیند که متفاوت با محصولات یا خدمات رقیبان باشند : تولید محصولات یا خدمات مختلف نیاز به تحقیق و کنجکاوی دارد . امروزه اکثر شرکتها و کسب و کارها برای تضمین موفقیت خود به دنبال آن اند که محصول یا خدمت متفاوتی با رقیبان خود به مردم عرضه کنند . بنابراین اگر شما برای این پرسش که « تفاوت محصولات یا خدمات شما با رقیبان چیست که باعث می شود مشتریان آنرا تقاضا نمایند ؟ » پاسخی داشته باشید ، محصول یا خدمت متفاوتی از دیگران عرضه خواهید کرد .
برای فروش کالا و یا ارائه خدمات در داخل یا خارج از کشور احتیاج به بازاریابی می باشد . مدیران بنگاه های کارآفرینی و شرکتهای تولیدی و بازرگانی باید با شناخت بازار و تحلیل آن ، سهم مناسب از بازار را برای خود به دست آورند و با عرضه محصول یا خدمتی با قیمت مناسب ، به کارگیری روشهای مطلوب توزیع ، استفاده از تبلیغات آگاه کننده ، شناسایی رقبا و شناخت فرصت ها و تهدید های محیطی ، سهم بازار محصولات یا خدمات خود را افزایش دهند و با خلاقیت ، ابتکار ، انعطاف پذیری وتطبیق منابع با نیازها ، علاوه بر افزایش سهم بازار ، مشتریان خود را نیز حفظ نمایند . بازاریابی در واقع عمل ساده ایست اما نکته مهم در بازاریابی ، این ایت که بدانید مشتریان چه می خواهند . برای شناخت مشتریان و بازار می توان از تحقیق میدانی و یا تدوین پرسشنامه استفاده نمود . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 13:37 توسط گروه آموزشی کارآفرینی |
|
راز موفقيت در كسب و كار آزاد« شغل و كسب و كار ما مانند آينه اي است كه ما را آنچنان كه هستيم ، آنچه را كه واقعاً ميدانيم و آنچه را كه نميدانيم ، صادقانه و عيناً به ما نشان ميدهد». مايكل گربر1كسب و كار آينه مشخصي از شماست . اگر تفكر شما پراكنده باشد ، كسب و كار بهم ريخته خواهد شد . اگر نامنظم باشيد ، كسب و كار شما هم نامنظم خواهد بود . اگر طماع باشيد، كاركنان شما نيز طمعكار خواهند بود ، در نتيجه هميشه حداقل بازدهي و حداكثر برداشت را توقع خواهند داشت . بنابراين اگر لازم است كه كسب و كارتان تغيير نمايد ، با توجه به اين واقعيت است كه همه كسب و كارها براي تداوم حيات خودشان نياز به تغيير دارند . در نتيجه در وهله اول روش كار شما بايد تغيير نمايد . اگر شما مايل به تغيير در روش كارتان نباشيد ، هيچگاه كسب و كار آن طور كه مايل هستيد رونق نخواهد داشت . نخستين تغييري كه بايد انجام شود ، در مورد اصل چگونگي هر كسب و كار است و اينكه براي ايجاد موفقيت چه اصولي را بايد رعايت كرد . ساختن الگوي كسب و كار شما بايد يك دگرگوني مداوم باشد ، پايه و اساس دگرگوني توسعه كسب و كار ، از سه اصل مجزا اما كامل تشكيل شده است كه كسب و كار شما ميتواند به وسيله آن تكامل طبيعي خودش را دنبال كند . سه اصل مذكور عبارتند از : ابداع كردن ، سنجيدن و هماهنگ نمودن . ابداع كردنابداع كردن اكثراً با خلاقيت مترادف است ، ولي همچنان كه پرفسور « تئودور لوت2» استاد دانشگاه هاروارد اظهار ميكند : « فرق بين خلاقيت و ابداع كردن مثل فرق بين فكر كردن درباره انجام كاري و انجام دادن آن كار است .» پروفسور «لوت» ميگويد : « خلاقيت درباره چيزهاي جديد فكر ميكند ولي ابداع كردن چيزهاي جديد را اجرا ميكند». به عنوان مثال نهضت زنجيرهاي كردن كسب و كار يك كاربرد براي ابداع كردن به همراه خودش ميآورد . زيرا اين نگرش كه كالا نياز به ابداع كردن ندارد، بلكه دگرگوني و روشي كه از طريق آن ، كالا فروخته ميشود نياز به ابداع كردن دارد ، موجب ميشود امتياز دهنده تمام انرژي ابداعي خود را در راهي صرف كند كه كسب و كارش در آن مسير ادامه و تداوم يابد . در جايي كه كسب و كار محصول اصلي است ، چگونگي تأثير متقابل آن با مصرف كننده مهمتر از كالايي است كه فروخته ميشود . سنجيدنابداع كردن به تنهايي به هيچ نتيجهاي ختم نميشود و براي اينكه مؤثر واقع شود ، ميبايست تمام ابداعات سنجيده شوند . بدون سنجش چگونه ميتوانيد بگوييد كه ابداع موفق شده است يا خير ؟ براي مثال اگر از يك گروه صاحب كارهاي مختلف بپرسيد چند فرصت فروش در روز قبل داشتهاند، حدود 99% آنها پاسخ را نمي دانند . حقيقت تلخ اين است كه سنجش در اكثر كسب و كارها انجام نميشود و اين عدم سنجش براي آنها بسيار گران تمام خواهد شد . براي موفقيت در كسب و كار بايد شروع به سنجيدن هر چيزي كه مربوط به روش انجام شغل شما ميشود بنماييد مانند اينكه چند مشتري در روز ميبينيد؟ چند نفر تماس تلفني در هر روز با شما دارند؟ چند عدد از محصول شما هر روز فروخته ميشود؟ و يا چه روزهايي شلوغ ترين است ؟ و غيره هر چه سوال راجع به اين مسايل پرسيده شود باز هم كافي نيست . در نهايت اينكه شما و كاركنان بايد به تمام كسب و كارتان به صورت ارقام بنگريد، همه چيز را بسنجيد و آمارگيري كنيد . بدون ارقام محال است بدانيد كجا هستيد و به كجا ميرويد. هماهنگيپس از اينكه شما يك مرحله را ابداع كرديد و اثرش را روي كسب و كارتان سنجيديد ، بعد از اينكه روشي را كه بهتر از روش قبل كار ميكند يافتيد ،پس از آنكه كشف كرديد چطور تعداد دفعات «پاسخ مثبت» مشتريهايتان و كاركنانتان را زياد كنيد ، زمان آن فرا ميرسد تا همه چيز را هماهنگ كنيد . هماهنگ كردن حذف كردن خود سريها و يا انتخاب فردي است . بدون هماهنگي ، هيچ چيز قابل برنامهريزي و هيچ چيز قابل پيش بيني نيست . حقيقت اين است كه اگر هماهنگي نداشته باشيد مالك كسب و كارتان نخواهيد بود و اگر مالك آن نباشيد نميتوانيد روي آن حساب باز كنيد . هماهنگي يقين و اطميناني است كه در تجربه بشري لازم است . نظم و منطقي است كه بشر براي استفاده نياز به آن دارد . به عبارت ديگر ، زماني كه شما موردي را در كسب و كارتان ابداع كرديد ، سنجيديد و هماهنگ كرديد ، باز هم بايد ابداع كردن، سنجيدن و هماهنگ كردن را ادامه دهيد . دگرگوني و تغييرات در توسعه كسب و كار يك چيز متحرك است . چيزي است كه شما را براي پيش دستي نسبت به تغييرات دنيا قادر ميسازد . به طور خلاصه ابداع ، سنجش و هماهنگي ستون فقرات هر كسب و كار موفقي هستند . آنها چاشني دگرگونيهاي مختلف در توسعه كسب و كار شما هستند . سرگروه كارآفريني منبع : كتاب راز موفقيت در كسب و كار آزاد ، اثر مايكل اي گربر ، ترجمه مهندس حسن اسلمي آراني (انتشارات آوازه) 1- كتاب راز موفقيت در كسب و كار آزاد ؛ اثر مايكل اي گربر ، ترجمه مهندس حسن اسلمي آراني (انتشارات آوازه ) ص 11 . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 13:32 توسط گروه آموزشی کارآفرینی |
|
|
در شرکت های خلاق و نو آور موفقیت در سایه پژوهش و کار مطا لعا تی، برنامه ریزی دقیق ،نظم کاری ، نگاه دراز مدت به آینده ، توجه به کیفیت محصولات و بازار یابی سنجیده بدست آمده است. ویژگی شرکت های مبتکر و نو آور را به شرح زیر می توان ذکر نمود: 1- توجه به عمل : در اغلب شرکت های موفق روش های استاندارد عملیاتی در " انجام بده"،" تمام کن "و "امتحان کن " خلاصه می شود. مدیر ارشد یکی از شرکت های تولید کامپیوترمی گوید:"در برخورد با هر مسئله مهم، ده تن از افراد ارشد ذیربط را دور هم گرد می آوریم و آنها را به مدت یک هفته در اتاقی تنها می گذاریم تا جواب را بیابند و مسئله حل شود." از آن گذشته شرکت های موفق به تجربه کردن بهای فراوان می دهند.آنچه بسیار جالب توجه است طرحها و وسایل عملی است که این شرکت ها از آن استفاده می کنند تا با مشکلات مبارزه کنند و روی پا ی خود بایستند. 2- تماس نزدیک با مشتری: شرکت های موفق از مشتریان خود درس می آ موزند و تولیدات و خدمات غیر قابل مقایسه ارائه میکنند . سعی آنها بر این است که حاصل کارشان خوب و پردوام باشد .آ نا ن سعی دارند محصولی متفاوت از رقبا ارائه دهند.بسیاری از شرکت های نوآور بهترین نقطه نظرهای مربوط به تولیدات را از مشتریان خود می گیرند، به گفتگوهای آنها با علاقه گوش می دهند و با آنان جلسات منظم برقرار میسازند. 3- استقلال و تهور : شرکتهای نوآور رهبران و مبتکران متعددی را در سرتاسر سازمان و تشکیلات خود بکار می گیرند.هرگز افراد خود را آنقدر محدود نمی سازند تا خلاقیت را ازآ نها بگیرند . به استقبال خطر رفتن را تشویق می کنند و از تلاش و آزمایش های خوب حمایت می نمایند.آنها از این اصل که می گوید:"می توانید در حد منطقی و معقول اشتباه کنید" تبعیت می کنند. 4- بهره وری از ناحیه کار کنان: در شرکت های موفق کارکنان را منبع درآمد و کیفیت می دانند . برای آ نها سرمایه گذاری منبع اصلی و اسا سی برای افزایش کارآیی نیست.آنها احترام به کارکنان را مهم می دانند و درصدی از سرما یه را برای نیروی انسا نی سرما یه گذاری می کنند. 5- ساختارهای ساده : ساختار شرکت های موفق در نهایت سادگی است.تعداد مقامات ارشد این شرکت ها به طرز حیرت آوری اندک است. مدیران شرکت های چند میلیارد دلاری از یکصد نفر کمتر هستند. 6- متمرکز و غیر متمرکز:شرکت های موفق همزمان هم متمرکز و هم غیر متمرکز هستند . در بسیاری از موارد کارکنان خط مقدم تولید- گروه تحقیق وتوسعه – استقلال و خود مختاری فراوا ن دارند . با این حال و بطور همزمان مدیریت شرکت نسبت به معدودی از ارزشهای مورد باور خود به شدت علاقه نشا ن می دهد. می توان گفت که نکات فوق اصول کاربردی است که در شرکت های موفق بکار گرفته شده است .اما به نظر می رسد که شرکت های موفق فرهنگ ها یی ایجاد کرده اند که ارزش و مدیریت رهبران خود را در هم آمیخته اند. علاوه بر نکات فوق ، یکی دیگر از ویژگیهای مهم شرکت های موفق درک اهمیت ساده برگزار کردن کارها در شرایط فشار زیاد پیچید گی ها است . در بسیاری از شرکت های موفق با طرح ضربتی به جنگ کاغذ بازی و بوروکراسی رفته اند. از دیگر ویژگیهای شرکت های موفق به غیر رسمی بودن محیط آنها می توان اشاره نمود . حاصل حیرت آور این موقعیت ارتباط های غیر رسمی و دوستانه آنهاست که منجر به اقدام برای یادگیری بیشتر می شود وباعث بهبود شرایط و اوضاع می گردد. استفاده مطلوب از تجارب شرکت های موفق که این راه پر پیچ و خم را طی کرده اند می تواند ما را به مقصد مطلوب برساند و تا زمانی که نتوانیم از این تجربیات موفق استفاده کنیم مستوجب پرداخت هزینه اضافه و عقب ماندگی خواهیم بود. منبع: مجله توسعه مدیریت /شماره 39/صفحه 49 |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 11:10 توسط گروه آموزشی کارآفرینی |
|
|
سوالات چهار گزينهاي درس كارآفريني
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 9:48 توسط گروه آموزشی کارآفرینی |
|
|
|||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 9:41 توسط گروه آموزشی کارآفرینی |
|
|
كارآفريني و آموزش آيا تا بحال از خود پرسيدهايد چرا بعضي افراد، شركتها ، سازمانها و يا كشورها موفق هستند و بعضي ديگر خير ؟ آيا تا بحال به اين مسئله فكر كردهايم كه چرا نظام جمهوري اسلامي همپاي موفقيتهايي كه در ابعاد علمي، سياسي ، نظامي در سطح جهان كسب كرده اما از نظر اقتصادي پيشرفت قابل ملاحظهاي نداشته است؟ چرا شركتها، سازمانها يا محصولات و خدمات ما در حد استانداردادهاي جهاني نيستند و در واقع خروجي دستگاه اقتصادي ما توانايي رقابت با سطوح بين المللي را ندارد ؟ در اسلام (برخلاف تصوري كه ممكن است در جامعه پياده شده باشد) سرمايه داري و كسب درآمد نامحدود در چارچوب شرع محترم شمرده شده . هيچ كس از سرمايه داري و ايجاد ثروت منع نشده است بلكه در خرج كردن آن محدوديتها و قوانيني وضع شده كه اگر درست پياده شوند ميتوانند فاصله طبقاتي را در جامعه ما از بين ببرند . در اقتصاد بيمار ما تنها چيزي كه ميتواند مفيد باشد و تحول اقتصادي ايجاد كند تشويق افراد به راه اندازي كسب و كار و صنايع كوچك است . امروزه ثابت شده است كه صنايع كوچك در بسياري از كشورها رمز موفقيت اقتصادي آنها بوده نه صنايع بزرگ و سنگين . كساني كه ميتوانند صنايع كوچك را توسعه دهند و اقتصاد يك كشور را متحرك و پويا نمايند كارآفرينان هستند. كارآفرين است كه با ايده و فكر جديد خود از طريق ايجاد يك كسب و كار ( چه در منزل چه بصورت مجازي ، مغازه شركت يا سازمان) و با قبول مخاطرات متعدد كاري و حيثيتي بازار تازه ايجاد ميكند . كارآفريني با ايجاد شغل و حرفه و يا خوداشتغالي متفاوت است زيرا هميشه واژه كارآفريني با ابداع و خلاقيت و تحول گرايي همراه است . هدف درس كارآفريني و در واقع هدف شاخه كارودانش ايجاد انگيزه براي مهارت آموزي و راه اندازي كسب و كار است و اين وظيفه سخت بر عهده معلمان كارآفريني است : دانشآموز بايد ياد بگيرد كه تنها داروي اقتصاد بيمار ما و تنها عامل توسعه اقتصادي ايجاد كسب و كارهاي جديد و توسعه صنايع كوچك و متوسط است . در جامعه صنعتي امروز كشوري موفق است كه خود را با تغيير و تحولات محيطي در سطح بينالملل سازگار كرده و همزمان با روند رو به رشد جامعه صنعتي به جامعه اطلاعاتي، اقتصادي ملي آنها هم به سمت اقتصاد جهاني پيش ميرود كه متاسفانه جامعه ما حتي هنوز در گذر از جامعه كشاورزي و نيمه صنعتي به جامعهاي كاملاً صنعتي ناكام مانده و براي رسيدن به استانداردهاي يك جامعه اطلاعاتي و يك اقتصاد جهاني راه سختي را پيش رو دارد . با ايحاد شاخه كاردانش كسب و كارداراي ارزش شده چيزي كه قبلاً همه از آن غافل بودهاند و فضاي جامعه طوري طراحي شده بود كه پشت ميز نشيني و كار اداري ارزش داشت اما علي رغم ارزش گذاري به اين شاخه متاسفانه نگاه كسب و كارانه و فرصت گرايانه نگاه بازار محور در دانشآموز پرورش داده نشده و حتي در سالهاي ابتدايي گنجاندن درس كارآفريني به آن به عنوان يك درس حاشيهاي و به اصطلاح نمره آور نگاه ميشد و اين امر وظيفه معلمان كارآفريني را در حال حاضر سنگين تر نموده است . زيبايي كارآفريني در اين است كه هر كس زيبا فكر كند برنده است . دانشآموزي كه درس كارآفريني را ميآموزد بايد اين مسئله را كاملاً درك نمايد كه براي موفق شدن در بازار اقتصادي و حيطه مشاغل مختلف ميبايست در زمينههاي بازار و بازاريابي – در زمينه فني و تخصصي و در زمينه تبليغ امور مالي و مديريتي و برنامه ريزي قوانين كار و اشتغال اطلاعات كافي داشته باشند . در كشور ما تابحال به كارآفريني به عنوان يك شغل نگاه نشده آنقدر كه ما به تحصيل فرزندان در مقاطع مختلف توجه ميكنيم و به كلاسهاي تقويتي و كنكور آنها توجه داريم به آينده شغلي آنها اهميت ندادهايم . در كشوري كه امروزه به سمت خصوصي سازي و تعديل نيروي انساني در بخشهاي دولتي پيش ميرود . هيچ نهاد ، بنگاه يا آموزشگاهي وجود ندارد كه جوان و نوجوان ما را در تصميم گيريهاي شغلي ياري دهد و براي آينده شغلي آنان راه و روش ارائه دهد . معلمان كارآفريني با ايجاد جذابيتهايي در اين درس و با تلاش خود ميتوانند تا حدودي اين دو خلاء را پر نمايند . دعوت سخنران از نهادهاي مربوطه كه در امر طرح كسب و كار و اخذ جواز تاسيس دخالت دارند و يا دعوت و مصاحبه حضوري با كارآفرينان موفق و در موارد اندكي كارآفرينان شكست خورده دانش آموز را با مشكلات و لذتهاي كارآفريني آشنا كنيم . سعي كنيم بازديدهاي كارگاهي داشته باشيم و از فيلم و عكس براي اطلاح رساني به دانشآموز استفاده كنيم . البته اين مسئله را هم نبايد از نظر دور داشت كه موفقيت در كارآفريني هم به عوامل فردي و هم به عوامل محيطي بستگي دارد . براي كارآفرين فردي بستر مناسب محيطي و براي كارآفرين سازماني بستر مناسب سازماني نياز است . كارآفرين فردي اهل چالش است و توفيق طلبي مهمترين ويژگي اوست . او هميشه بدنبال مشاغل فعال و پويا بوده است . كارآفريني هم ايجاد اشتغال ميكند و هم ايجاد ثروت و نهايتاً ايجاد رفاه . آنچه كه در درس كارآفريني مهم است آشنايي دانشآموز با ويژگيهاي فرد كارآفرين و آشنايي او با انواع طرح كسب و كار و راه ميباشد . او بايد از اين طريق ياد بگيرد كه چگونه ميتواند يك ايده خلاقانه را پرورش دهد و آنرا به ارائه محصول يا خدمتي تبديل كند و چگونه و از چه راههايي يك واحد كاري را راه اندازي نمايد. او بايد درك كند كه موفقيت قدم به قدم بدست ميآيد نه يكباره و براي رسيدن به نتيجه نهايي تلاش و فعاليت خود را مرحله سازي نمايد . در كنار تلاش نهاد آموزشي بر عهده نهادهاي فرهنگي و اطلاع رساني جامعه است كه در رابطه با اهميت كار و كارآفريني بسترسازي مناسب نمايند و اين باور را در جامعه پياده كنند كه كارآفرين عامل تحول و تجديد حيات علمي و عملي يك كشور است . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 9:33 توسط گروه آموزشی کارآفرینی |
|
|
تعریف شاید اصطلاح مدیریت کیفیت فراگیریکی از متداولترین اصطلاحات تجارتباشد که در سالهای اخیردرمورد تمامی تلاش هایانجام شده برای پیشبرد وبهبود کیفیت به کار رفته است. مدیریت کیفیت فراگیر،بهبودی در روش های سنتی انجام کار و تجارت و فنی اثبات شده برای تضمین بقا در جهان رقابتی کنونی به شمارمیرود. درتجزیه لغوی این اصطلاح با سه کلمه سروکار داریم: فراگیر: نشان دهنده یهمه گیر بودن آن است. کیفیت: درجه ی تطابق کالای تولید شده با نیازمشتری را بیان می کند. مدیریت: فن،هنر یا روش اداره کردن،کنترل کردن،هدایت کردن و... است. روح کلام درتوضیح مدیریت کیفیت فراگیرعبارت طلایی زیر است: "چنان با دیگران رفتار کن که انتظار داری با تو رفتار کنند." مدیریت کیفیت فراگیر اقدامی است هوشمندانه،آرام و مستمر که تاثیری هم نیروزا در تامین اهداف سازمان دارد و در نهایت به رضایت مشتری، افزایش کارایی وبالا بردن توانایی رقابت در بازار ختم می شود.فلسفه و هدف این سیستم رسیدن به انسان ایده آل است. در چنین سازمانی احترام و اعتماد متقابل، نهادی و فراگیر است و انسان های خود رهبر وپرورش یافته مجریان سازمان می باشند.مدیریت کیفیت فراگیر را می توان مشارکت تمامی افراد و اجزای سازمان-از طریق کار گروهی-در پیشرفت و اصلاح مستمر دانست. از نظر مسائل درون سازمانی،سازمان های کیفیت فراگیر بر اساس تاکیدشان بر کار گروهی و شیوه ی مدیریتی که اختیاراتی فراتر از کنترل فراهم می کند، توصیف می شوند و توسعه ی کیفیت در این سازمان ها به عنوان بخشی از فرآیند اداره ی کار در نظر گرفته می شود.همچنین تصمیمات اتخاذ شده بر اساس این نگرش است که "آیا این مورد سبب بهبود کیفیت می شود؟" نه بر پایه ی این نگرش که "کدام هزینه ی کمتری دارد؟". از نظر مسائل برون سازمانی،می توان گفت که شرکت های کیفیت فراگیر معمولا می توانند از فروش محصولات خود درآمد بیشتری بدست آورند و نیز می توانند از وفاداری مشتری برخوردار شوند. محور تمرکز همه ی افراد در سازمان مشتری است و همه به دنبال شناختن و برآورده ساختن نیازها،کنترل،نظارت و فعالیت های توسعه طلبانه هستند. در پیاده سازی مدیریت کیفیت فراگیر باید بر شش مفهوم اصلی متمرکز شویم: 1- مدیریتی متعهد و شریک در کار برای فراهم آوردن حمایت های بلند مدت و از بالا به پایین در سازمان. 2- تمرکز پایدار بر مشتریان داخلی و خارجی. 3- استفاده ی موثر و فراگیر از نیروی کار. 4- بهبود مستمر در کار و فرآیندهای تولید. 5- رفتار با تامین کنندگان همانند رفتار با شرکا. 6- استقرار سیستم سنجش عملکرد فعالیت ها. هدف مدیریت کیفیت فراگیر فراهم آوردن محصول با کیفیت برای مشتریان است که انجام این کار افزایش بهره وری و کاهش هزینه را در پی دارد. با کیفیت بالاترمحصول و قیمت پایین تر آن،موقعیت رقابتی در بازار بهبود می یابد. مجموعه ی این فعالیت ها باعث می شود تا سازمان آسان تر به سود و توسعه دست یابد. علاوه بر آن،نیروی کار از نظر شغلی احساس امنیت نموده،برای کار محیطی لذت بخش ایجاد خواهد کرد. مدیریت کیفیت فراگیر به یک تغییر فرهنگی نیاز دارد. این تغییر فرهنگی اساسی و بنیادی خواهد بود و مطمئنا در زمان کوتاهی بدست نمی آید.لازم به ذکراست که سازمان های کوچک به علت حجم پایین کار قادرند این تغییرات را بسیار سریع تر از سازمان های بزرگ اعمال نمایند. منبع: مدیریت کیفیت فراگیر/ابزارهای استراتژیک و فرهنگی/گردآورنده و مترجم گروه آژینه-تهران:موسسه خدمات فرهنگی رسا،1379
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 9:13 توسط گروه آموزشی کارآفرینی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1388 آذر 1388 اردیبهشت 1388 اردیبهشت 1387 |
|
RSS
|