تبليغاتX
گروه آموزشی کارآفرینی
گروه آموزشی کارآفرینی سازمان آموزش و پرورش استان لرستان
ضمن سلام وخسته نباشيد خدمت كليه همكاران خواهشمند است نسبت به

ارسال مشخصات همكاراني كه درسال تحصيلي ۸۹-۸۸درس كارآفريني راتدريس

مي كنند اقدام فرما ييد.    

                                                        با تشكر

                                          كلانتري سر گروه درس كارآفريني استان

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 11:35  توسط گروه آموزشی کارآفرینی | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 12:33  توسط گروه آموزشی کارآفرینی | 

کانادا بالاترین نرخ کارآفرینی زنان جهان را دارد

افزایش سطح تحصیلات زنان باعث شده آنها امکان اشتغال به کارهای تخصصصی را پیدا کنند. درحال حاضر زنان با تحصیلات دانشگاهی در کانادا به سمت حرفه هایی نظیر علوم، تجارت و امورمالی، مشاوره مدیریت، حسابداری وتبلیغات گرایش پیدا کرده اند. طی یک دهه گذشته شرایط اقتصادی کانادا تغییرات زیادی داشته است. یکی از مهمترین جنبه های این دگرگونی، رشد حضور زنان در اقتصاد این کشور 33 میلیون نفری است. زنان کانادایی با اعتماد به نفس خاصی که پیدا کرده اند اکنون ۳۵ درصد شرکتها و کسب و کارهای کوچک و متوسط این کشور را در تملک یا مدیریت خود دارند. این میزان حضور در اقتصاد و کارآفرینی در هیچ یک از کشورهای پیشرفته جهان مشاهده نمی شود.

.طبق آمار سال پیش، در حال حاضر ۱۳۷ هزار شرکت یا کسب و کار کوچک در کانادا در مدیریت و تملک زنان است و انتظار میرود طی یک دهه آینده این تعداد دوبرابر شود. در کانادا حدود ۸۲۱ هزار زن کارآفرین مشغول فعالیت هستند. در مجموع زنان هرسال ۱۸ میلیارد دلار به اقتصاد این کشور سود میرسانند. همچنین از سال ۱۹۷۶ تاکنون متوسط نرخ رشد تعداد زنان خود اشتغال سالانه ۵/۳ درصد بوده درحالی که این رقم در مورد مردان ۲/۲ درصد است. زنان کارآفرین مالکیت ۴۵ درصد شرکتهای کوچک و متوسط کانادا را در اختیار دارند.

همچنین تحقیقات نشان می دهد احتمال خوداشتغالی زنان با افزایش سن آنها بالا می رود و در سنین 3۵ تا ۴۵ سال، بیشترین احتمال خوداشتغالی زنان وجود دارد. در کانادا ۵۸ درصد خوداشتغالها در سنین ۳۵ تا ۵۴ هستند و با افزایش سن احتمال تأسیس کسب و کار بالا می رود و بالاترین میزان کارآفرینی در زنان ۵۵ ساله مشاهده می شود. اما واقعیت این است که شبیه اکثر کشورهای دیگر صنعتی، در کانادا به طور متوسط درآمد زنان کارآفرین پایین تر از کارمندان زن است. سال گذشته ۱۷ درصد زنان خوداشتغال بیش از ۳۰ هزار دلار در سال درآمد داشتند درحالی که این میزان برای مردان ۴۲ درصد است. نکتة بسیار جالب در مورد وضعیت کارآفرینی زنان این است که نیمی از زنان در خانه کار می کنند و فعالیتهای شغلیشان را در منزل انجام می دهند.

همچنین زنان نسبت به مردان تمایل بیشتری دارند که کسب و کاری در حوزه های کم رشدتر و پرریسک تر نظیر خرده فروشی و خدمات را داشته باشند. بین سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۳ تعداد زنان کارآفرین کانادا از ۲۷ درصد به ۳۳ درصد افزایش یافت و این امر نشان می دهد زنان در مقایسه با مردان بیشتر در کسب و کار باقی می مانند و نرخ ماندگاری آنها خصوصاً در مشاغلی که دسترسی به منابع مالی بانکی دشوارتر است بیشتر است. از آنجا که در این کشور نرخ رشد شرکتهای کوچک بسیار بالا و بین 100 درصد تا 140 درصد است، نقش زنان در اقتصاد کانادا بسیار بزرگتر خواهد شد.

زنان بویژه در بخشهای مدیریت خدمات، خدمات آموزشی و تخصصی، خدمات فنی و علمی بسیار فعال هستند و عمدتاً در همین حوزه‌ها به ایجاد کسب و کار می پردازند. همچنین نیمی از زنان کارآفرین و خوداشتغال کانادایی دارای مدرک دانشگاهی یا دوره های آموزشی پس از دیپلم هستند. درحال حاضر زنان با ایجاد کسب و کار برای بیش از دو میلیون نفر شغل ایجاد کرده اند. تحقیقات نشان می دهد تمایل زنان توسط کارفرماهاست به همین دلیل طی ۲۵ سال گذشته شاهد رشد چشمگیر کارآفرینی زنان در این کشور هستیم. از سال ۱۸۹۱ تا ۲۰۰۱ تعداد زنان کارآفرین در کانادا 208 درصد رشد کرد، درحالی که در همین مدت رقم مربوط به مردان 38 درصد است. تمایل زنان کانادایی به کار در زمینه های جدید و غیرسنتی بسیار بالاست. برای مثال در سال ۲۰۰۵ زنان ۵۰ درصد مالکیت ۳۱ درصد شرکتهای فعال در حوزه تکنولوژی پیشرفته و ۳۱ درصد شرکتهای تولیدی را دراختیار داشتند 

تسهیل مشارکت اقتصادی زنان:

با توجه به نقش روبه رشد زنان در اقتصاد کانادا نخست وزیر این کشور در سال 2003 فرمان تأسیس گروهی ویژه را برای تسهیل کارآفرینی زنان صادر کرد، وظیفة این گروه به شرح زیر است:

1. شناسایی چالشها و مشکلات پیشروی زنان در حوزه کارآفرینی و نیز اشتغال به کار و ارائه راه حل برای رفع این مشکلات، برگزاری برنامه های آموزشی برای زنان در زمینه های نظیر تأمین اعتبار کارآفرینی، مدیریت منابع انسانی و معرض رویه های موفق بین المللی در حوزه های گوناگون فعالیت زنان کارآفرین:

2. دادن خدمات مشاوره ای به نهادهای دولت در زمینه، تسهیل کارآفرینی زنان و آماده کردن مقدمات برای تصویب قوانین در این زمینه، با آنکه تلاشهای زیادی برای هموار کردن راه نقش‌آفرینی گسترده تر زنان در اقتصاد کانادا صورت گرفته است اما همچنان موانعی وجود دارد . گروه ویژه ای که به دستور نخست‌وزیر کانادا تشکیل شده با سه پیش‌فرض زیر اقدامات خود را انجام می دهد. کارآفرینی زنان، پرسرعت ترین کارآفرینی در اقتصاد کاناداست.

- زنان کارآفرین در کانادا با چالشها و موانع منحصر به فرد برای پیروزی مواجه هستند.

- تسهیل رشد کارآفرینی زنان یکی از عناصر توسعه شرکتها و کسب و کارهای کوچک این کشور است.

.این گروه برای آگاه کردن دولت کانادا از لزوم تمرکز بر زنان کارآفرین به عنوان عاملی مهم در پیشرفت اقتصادی این کشور دهها توصیه مشخص ارائه کرده است. در این توصیه‌ها به نحوه برخورد با زنان به گونه‌ای که پتانسیل اقتصادی آنها به حداکثر برسد اشاره شده است.

 چند مورد این توصیه‌ها به شرح زیر است:

- افزایش دسترسی به سرمایه، اطلاعات و برنامه های دولت

- تحقیقات عمیق و گسترده در زمینة تمام جوانب کارآفرینی زنان

- افزایش دسترسی به کمکهای دولتی

- افزایش دسترسی به شبکه های حمایتی دولت ازجمله نگهداری از کودکان و مزایای بارداری و وضع حمل

- آموزش تجاری

- تسهیل ارتقای شغلی زنان و تشویق آنها به کارآفرینی و کسب مهارتهای شغلی

- آموزش زنان در زمینه صادرات محصولات کسب و کار و شرکت خود

- استفاده از تجارب دیگر کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی

- اصلاح ساختار بخش خدمات یعنی بخشی از اقتصاد که بیشترین تعداد زن کارآفرین در آن مشغول فعالیت هستند

- ارتقای فرهنگ خوداشتغالی و کارآفرینی با هدف کاهش نرخ هفت درصدی بیکاری و کمک به رشد اقتصادی کشور

 

در گزارش گروه ویژه آمده است برنامه ها و خدمات حمایتی ویژه زنان باید با گستردگی بسیار بیشتر اجرا شود و در این زمینه دولت فدرال نقش بسیار بزرگی دارد. اگر دولت به وظیفه بزرگ خود در بخش زنان عمل نکند، اقتصاد کانادا از رشدی که باید داشته باشد بی‌بهره خواهد ماند. در گزارش صندوق بین المللی پول و سازمان توسعه و همکاری اقتصادی آمده است اقتصادهایی که در آنها زنان نقش بالاتری دارند، رفاه و استانداردهای زندگی بالاتر است. یکی از اقداماتی که دولت باید انجام دهد، تأسیس مرکز تجاری زنان در سرتاسر کاناداست که می تواند تمامی خدمات ضروری را در اختیار زنان شاغل و کارآفرین قرار دهد.

در واکنش به گزارش گروه ویژه، نخست وزیر کانادا وعدع داده در تمام ایالتهای این کشور مراکز کمک مالی و خدماتی برای زنان کارآفرین تأسیس کند. همچنین هر سال اجلاس ملی اقتصادی زنان با هدف شناسایی استعدادهای کارآفرینی در بین زنان برگزار می شود. دولت با هدف تشویق فرهنگ کارآفرینی جایزه نوآوری زنان کانادا را برای زنان کارآفرین درنظر گرفته و مراکز تحقیقاتی را برای شناسایی نیازهای این زنان و تأمین این نیازها تأسیس می کند.

یکی از اهداف فعالیت اقتصادی زنان، صادرات کالا و خدمات است. دولت کانادا برای تحقق این هدف قصد دارد در سفرهای تجاری برای انعقاد قراردادهای صادرات زنان را نیز شرکت دهد.

در بودجه سال ۲۰۰۶، بیش از ۵۰۰ میلیون دلار برای ارائه خدمات به زنان کارآفرین و شاغل که نوزاد دارند در نظر گرفته شده است. با این بودجه 48 هزار مرکز نگهداری از کودکان زنان یادشده تأسیس می شود. همچنین برای کمک به آغاز کار شرکتها و کسب و کارها توسط زنان، 270/2 میلیارد دلار در نظر گرفته شده است. در حال حاضر بنیاد زنان کارآفرین کانادا در حال بررسی بهترین شیوه‌های تشویق کارآفرینی در سطح جهان است تا از آن برای گسترش کارآفرینی زنان در کانادا استفاده کند. به اعتقاد کارشناسان این بنیاد، زنان کارآفرین باید گروهی خاص با ویژگیهای منحصر به فرد و الگوهای رشد اقتصادی خاص خود تلقی شوند و با این پیش فرض به حل مشکلات آنها و زمینه سازی برای رشد ایشان اقدام شود. در این تحقیق به ویژگیهای کارآفرینهای زن به عنوان گروهی مجزا و خاص به شکل زیر اشاره شده است:

-         زنان کارآفرین تعهدی بسیار عمیق به جامعه محلی خود دارند به ویژه در زمینه استخدام نیرو

- آنها خود را در مرکز شرکت و کسب و کار میدانند و گروههای کاری را در حاشیه می بینند

- زنان یادشده به زندگی خصوصی و خانوادگی خود توجهی قابل ملاحظه دارند به همین دلیل حمایت از آنها در هنگامی که دارای فرزند می شوند، بسیار ضروری است

- زنان کارآفرین در کانادا نسبت به مردان دیدگاه بلندمدت تری دارند درنتیجه سوددهی کسب و کار آنها در سالهای اولیه پایین اما در سالهای بعد بسیار چشمگیر است

- این زنان شبکه گسترده تری از ارتباطات برقرار می کنند درنتیجه در هنگام بحران گزینه های بیشتری برای غلبه بر مشکلات دارند

- آنها از همین ارتباطها برای توسعه کسب و کار خود به بهترین وجه بهره می برند و درنتیجه در بلند مدت سوددهی آنها بسیار بالاتر از مردان است و سودی که ایجاد می‌کنند پایاتر است

- زنان در اقتصاد کانادا همچنان از تبعیض جنسیتی رنج می برند و این تبعیض خود را در دسترسی آنها به اعتبارات بانکی، آموزش، اطلاعات، تکنولوژی و ... نشان می دهد

- نقش دوگانه زنان به عنوان کارآفرین و محور خانواده به این معناست که آنها در مقایسه با مردان وقت کمتری برای شرکت در دوره های آموزشی و حفظ رقابت‌پذیری خود در تجارت دارند

- زنانی که در ابتدای کارآفرینی هستند در مقایسه با مردان بسیار بیشتر توصیه ها و نصیحت ها را از دیگر زنان کارآفرین می پذیرند درحالی که در بین مردان چنین وضعیتی مشاهده نمی شود

یکی از واقعیتهای تلخ در مورد کارآفرینی زنان در کانادا این است که هنوز هم بانکها هنگام ارائه تسهیلات به زنان، توانایی بازپرداخت آنها را با دقت بسیار بالاتری نسبت به مردان مورد ارزیابی قرار می دهند. به این ترتیب آنها از یکی از مهمترین عوامل برای استقلال مالی، کمک به اقتصاد و ایجاد اشتغال تقریباً بی بهره هستند.

نگاه دقیقتر:

با آن که علیه زنان در اقتصاد کانادا تبعیض هایی اعمال می شود، رشد تعداد کارمندان و کارآفرینهای زن در این کشور بسیار چشمگیر بوده است، طی ۱۵ سال گذشته تعداد کارمندان زن ۳۰ درصد رشد کرده که دو برابر نرخ مربوط به مردان کانادایی است.

همچنین در این مدت تعداد کسب و کارهایی که زنان راه انداخته اند 60 درصد بیشتر از تعداد مربوط به مردان رشد کرده است. برای درک دقیقتر انگیزه زنان از گرایش به کارآفرینی و اشتغال باید به ساخت کسب و کارهای زنان کانادایی نگاهی عمیقتر بیندازیم. در این کشور اکثر شرکتها و کسب و کارها کوچک و متوسط هستند و نکته جالب توجه این که آن دسته از این شرکتها که توسط زنان تأسیس شده و اداره می شوند عموماً یک نفره هستند و طی 15 سال گذشته رشد سالانه چهار درصد داشته اند.علت اصلی این امر گرایش زنان به تکنولوژیهای جدید و جدا شدن از شکلهای سنتی اشتغال است

در بین مردان، پس از اتمام تحصیلات، گرایش اصلی، اشتغال در شغلهایی است که جنبه کارآفرینی ندارند. این درحالی است که زنان به علت نیاز کمتر به حقوق و پول گرایش به سوی کارآفرینی بیشتر است. این قشر از جامعه کانادا عموماً به سرعت سرمایه و تجربه لازم برای کارآفرینی را پس از یک دوره کار برای دیگری کسب می کند و شخصاً به ایجاد درآمد می پردازد

در حال حاضر در جامعه کانادا متوسط سن زنان کارآفرین ۴۱ سال است، اما با افزایش سن دو جنس تعداد کارآفرینهای زن بسیار بالاتر از مردان کارآفرین می شود. همچنین سطح تحصیلات زنان کارآفرین در این کشور نسبت به دو دهه پیش بسیار بالا رفته است. از سال ۱۹۹۰ تاکنون هر سال 10 درصد بر تعداد زنان کارآفرین دارای مدرک دانشگاهی افزوده شده است که دو برابر نرخ مربوط به مردان است. در سال ۲۰۰۴ یک چهارم زنان کارآفرین تحصیلات دانشگاهی داشتند. واضح است که سطح بالاتر تحصیلات باعث می شود شغلهای بهتری نصیب فرد شود. به این ترتیب طی یک دهه گذشته تعداد زنان با حقوق بالا در کانادا هر سال ۷/۲ درصد افزایش یافته است. این درحالی است که نحوة برخورد با زنان کارآفرین و مشغول به کار شبیه نحوة برخورد مردان نیست و این امر باعث نارضایتی زنان شده است.

حوزه های کارآفرینی زنان:

افزایش سطح تحصیلات زنان باعث شده آنها امکان اشتغال به کارهای تخصصی را پیدا کنند. در حال حاضر زنان با تحصیلات دانشگاهی در کانادا به سمت حرفه هایی نظیر علوم، تجارت و امور مالی، مشاورة مدیریت، حسابداری و تبلیغات گرایش پیدا کرده اند. همچنین شغلهای تخصصی در حوزه خدمات بهداشتی و درمانی نیز مورد توجه زنان بوده است. به علت پیر شدن جمعیت کانادا، اشتغال زنان به این شغلها بسیار ضروری و مفید خواهد بود. یکی از سوءتفاهم‌ها درباره کسب و کارهایی که زنان ایجاد می کنند این است که تصور می شود این کسب و کارها مخصوص مشتریهای زن است. واقعیت این است که تنها 22 درصد کسب و کارهایی که زنان به وجود آورده اند مشتری زن دارند. همچنین در کانادا 22 درصد زنان کارآفرین در این کشور به دنیا نیامده و مهاجر هستند. رقم مربوط به مردان 2۵ درصد است، اما به تدریج این اختلاف در حال کم شدن است زیرا طی یک دهه گذشته میزان کارآفرینی زنان مهاجر 30 درصد بالاتر از مردان مهاجر ساکن در کانادا بوده است. از سوی دیگر زنان مهاجر از سطح تحصیلاتی بالاتری نسبت به متوسط جمعیت کانادا برخوردارند. زنان مهاجر پس از چند سال زندگی در این کشور با درک شرایط تجاری آن به سرعت دست به کار شده و کسب و کاری راه می اندازند.

نکته جالب توجه دیگر این که رشد درآمد زنان مجرد کارآفرین طی پنج سال گذشته بیش از ۶۵ درصد بوده است درحالی که رشد درآمد زنان متأهل کارآفرین تنها ۱۸ درصد بوده است، ۳۲ درصد زنان مشغول به کار در کانادا منبع درآمد دیگری جز کار خود ندارند. ۴۰ درصد آنها از درآمد همسر خود نیز بهره می برند و ۲۸ درصد نیز دارای منبع درآمدی دیگر هستند. در بین ۲۰ کشور صنعتی جهان، سهم زنان در خوداشتغالی کلی، در کانادا بالاترین میزان است و پس از آن ایالات متحده، سوئیس، فرانسه، استرالیا و فنلاند قرار دارند. در کانادا انگیزة اصلی زنان در خوداشتغالی و کارآفرینی، دستیابی به استقلال مالی، انعطاف ساعات کاری، اثبات توانمندی خود، مشغول بودن و در نهایت کسب درآمد بالاتر است.

 

به نقل از روزنامه تفاهم

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 13:52  توسط گروه آموزشی کارآفرینی | 
جایگاه بازاریابی در کسب و کار

"عاقل ترین مردم کسی است که به آیندۀ کارها بیندیشد "

                                                                  حضرت علی ( ع )

 

پس از راه اندازی کسب وکار باید به دنبال آن بود که دریافت چگونه و از چه راههایی می توان در بازار پر رقابت امروزی ماندگار شد و محصول یا خدمت خود را گسترش داد . زیرا اگر به دنبال توسعه ی  محصول یا خدمت خود نباشید به احتمال زیاد در کسب و کار خود موفق نخواهید شد .

 

بسیاری بازاریابی را به معنی فروش یا تبلیغات می دانند ، در حالی که مفهوم بازاریابی فراتر از فروش و تبلیغات است . تحقیقات به موقع بازار ، کلیدی جهت موفقیت است . تخمین تقاضا جهت محصولات یا خدمات ، جمع آوری اطلاعات از صنایع داخل و خترج کشور ، توجه به آمارهای که در دسترس است و استفاده از تجربه ی دیگران می تواند در امر بازاریابی به شما کمک نماید .

 

به طور ساده می توان گفت که بازاریابی هنر پیداکردن مشتریان برای محصولات یا خدمات خود

به ساده ترین روش ممکن است. 

از دید اقتصاددانان ، بازاریابی عبارت از مجموعه فعالیت های انسانی – اقتصادی هدایت شده جهت ارضای نیازها و خواسته های افراد جامعه از طریق فرایند مبادلات می باشد .

بر اساس تعریفی دیگر ، بازاریابی عبارت است از همه ی تلاش های نظام مند برای شناخت بازار و اقدام نسبت به انواع تقاضاها ، با توجه به نظام ارزشی جوامع و هدفهای سازمانی .

 

استراتژی بازاریابی بر محور مشتری شروع می شود و خاتمه می یابد . بنابراین در مسیر توسعه این استراتژی ضرورت دارد رویاها ، بینش و علاقه تان را فراموش کنید ئ فقط به مشتری بیندیشید . وقتی صحبت از بازاریابی است خواسته های شما مهم نیست . تنها چیزی که اهمیت دارد خواسنه های مشتری است .

تمایلات مشتریان امروزه به حدی تنوع یافته که نمی توان آنها را در دسته های بزرگ تقسیم بندی کرده و براساس آم استراتژی بازاریابی را تعریف کرد . به بیان دیگر امروزه مشتری تمایل دارد تا بر اساس خواسته های شخصی اش خدماتی را دریافت کند ، تنها راه حل براورده شدن این خواسته ها ، مدیریت روابط مشتری است . چهار قدم اصلی این مدیریت عبارتند از :

- شناسایی مشتری واقعی ؛

- اختلاف قایل شدن بین مشتریان ؛

- ایجاد ارتباط با مشتریان فعلی و یادگیری از آنها ؛

- مطابق ساختن محصول یا خدمت با نیازهای مشتریان .

همانطور که مشاهده می کنید ، چهار قدم فوق بر اساس شناخت تک تک مشتریان و برقراری ارتباط متقابل با هرکدام از آنها بنا شده است . عدم شناخت مشتری و یا نقص در مدیریت دانش ، مدیریت نا کارآمد بازاریابی را در پی خواهد داشت . بازاریابی بر اساس دانش این نیاز را براورده کرده و ترکیبی مناسب از شناخت مشتری ( به کمک تکنیک های استخراج اطلاعات ) و اداره اطلاعات ( مدیریت بر اساس دانش ) را ارایه کرده است . بنابراین سه بخش اصلی بازاریابی بر اساس دانش عبارتند از : تهیه ی برگه ی مشخصات مشتریان ؛ تجزیه و تحلیل انحرافات و تجزیه و تحلیل روند .

 

برای شناخت بهتر بازاریابی باید چهار عنصر بازاریابی را در زبان انگلیسی با واژه هایی شناخته می شوند که یا حرف « P » آغاز می گردد و به چهارP  معروف اند یاد گرفت .

این عناصر عبارتند از :

- محصول : هرشرکتی برای خود محصولات یا خدماتی دارد که باید تا حدی خواسته ها و نیازهای مشتریان را برآورده کند .

- قیمت : قیمت محصولات یا خدمات باید در حدی باشد که مشتریان فکر کنند ارزش خریدن و استفاده را دارد .

- ارتقاء : محصولات یا خدمات باید توسعه و گسترش یابند ، بهطوریکه مشتریان بالقوه از موجود بودن آن اطلاع پیدا کنند .

- مکان : محصول یا خدمات باید در محل مناسبی عرضه شود تا مشتریان بتوانند به راحتی به آن دسترسی پیدا کنند .

 

بازار به گروههای مختلف مردم تعلق دارد و انسانها با یکدیگر متفاوتند . به همین دلیل سلیقه های مختلفی نیز دارند . بنابراین از نظر بازاریابی چهار عامل عمده برای تقسیم مردم به بخش ها و گروههای مختلف وجود دارد که عبارتند از : سن ، طبقه اجتماعی ، محل و فرهنگ و مذهب .

 

در بازاریابی عنصر محصول یا خدمت نقش بسزایی ایفا می نماید . اگر محصولات یا خدمات خوب و مناسبی را انتخاب کنید و چهار قانون طلایی را که در زیر به آنها اشاره شده است رعایت نمایید ، در بازاریابی و فروش موفق خواهید بود .

- قانون اول : بازارمحور باشید ، نه محصول یا خدمت محور :

ابتدا در بازار تحقیق کنید و نیازهای مردم و بازار را شناسایی کرده و پس از آن به تولید محصولات یا خدمات بپردازید .

- قانون دوم : به اجزای محصول یا خدمت خود توجه بیشتری کنید :

طراحی محصول یا خدمت باید متناسب با هدف بوده و نام گیرا و جذابی داشته باشد ، در عرضه محصول یا خدمت باید تنوع ایجاد کرد و از این طریق به مشتریان امکان انتخاب بیشتری داد .

- قانون سوم : منحنی عمر محصول یا خدمت خود را بشناسید : همه محصولات یا خدمات منحنی عمر مشابهی دارند . آنها راه اندازی می شوند ، فروششان رشد می کند و به حد بلوغ می رسند ، پس از آن بازار را اشباع می کنند و در نهایت کهنه و قدیمی شده ، از رده خارج می شوند . لازم است پس از شناخت منحنی عمر محصول یا خدمت خود ، برای استمرار فعالیت ، تولید آن را دائماً تازه و به روز کنید تا مانع کاهش میزان فروش شوید .

- قانون چهارم : محصولات یا خدماتی تولید کیند که متفاوت با محصولات یا خدمات رقیبان باشند :

تولید محصولات یا خدمات مختلف نیاز به تحقیق و کنجکاوی دارد . امروزه اکثر شرکتها و کسب و کارها برای تضمین موفقیت خود به دنبال آن اند که محصول یا خدمت متفاوتی با رقیبان خود به مردم عرضه کنند . بنابراین اگر شما برای این پرسش که « تفاوت محصولات یا خدمات شما با رقیبان چیست که باعث می شود مشتریان آنرا تقاضا نمایند ؟ » پاسخی داشته باشید ، محصول یا خدمت متفاوتی از دیگران عرضه خواهید کرد .

 

برای فروش کالا و یا ارائه خدمات در داخل یا خارج از کشور احتیاج به بازاریابی می باشد . مدیران بنگاه های کارآفرینی و شرکتهای تولیدی و بازرگانی باید با شناخت بازار و تحلیل آن ، سهم مناسب از بازار را برای خود به دست آورند و با عرضه محصول یا خدمتی با قیمت مناسب ، به کارگیری روشهای مطلوب توزیع ، استفاده از تبلیغات آگاه کننده ، شناسایی رقبا و شناخت فرصت ها و تهدید های محیطی ، سهم بازار محصولات یا خدمات خود را افزایش دهند و با خلاقیت ، ابتکار ، انعطاف پذیری وتطبیق منابع با نیازها ، علاوه بر افزایش سهم بازار ، مشتریان خود را نیز حفظ نمایند .

بازاریابی در واقع عمل ساده ایست اما نکته مهم در بازاریابی ، این ایت که بدانید مشتریان چه می خواهند . برای شناخت مشتریان و بازار می توان از تحقیق میدانی و یا تدوین پرسشنامه استفاده نمود .

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 13:37  توسط گروه آموزشی کارآفرینی | 

راز موفقيت در كسب و كار آزاد

« شغل و كسب و كار ما مانند آينه اي است كه ما را آنچنان كه هستيم ، آنچه را كه واقعاً مي‌دانيم و آنچه را كه نمي‌دانيم ، صادقانه و عيناً به ما نشان مي‌دهد».

                               مايكل گربر1

كسب و كار آينه مشخصي از شماست . اگر تفكر شما پراكنده باشد ، كسب و كار بهم ريخته خواهد شد . اگر نامنظم باشيد ، كسب و كار شما هم نامنظم خواهد بود . اگر طماع باشيد، كاركنان شما نيز طمعكار خواهند بود ، در نتيجه هميشه حداقل بازدهي و حداكثر برداشت را توقع خواهند داشت . بنابراين اگر لازم است كه كسب و كارتان تغيير نمايد ، با توجه به اين واقعيت است كه همه كسب و كارها براي تداوم حيات خودشان نياز به تغيير دارند . در نتيجه در وهله اول روش كار شما بايد تغيير نمايد . اگر شما مايل به تغيير در روش كارتان نباشيد ، هيچگاه كسب و كار آن طور كه مايل هستيد رونق نخواهد داشت .

نخستين تغييري كه بايد انجام شود ، در مورد اصل چگونگي هر كسب و كار است و اينكه براي ايجاد موفقيت چه اصولي را بايد رعايت كرد .

ساختن الگوي كسب و كار شما بايد يك دگرگوني مداوم باشد ، پايه و اساس دگرگوني توسعه كسب و كار ، از سه اصل مجزا اما كامل تشكيل شده است كه كسب و كار شما مي‌تواند به وسيله آن تكامل طبيعي خودش را دنبال كند . سه اصل مذكور عبارتند از : ابداع كردن ، سنجيدن و هماهنگ نمودن .

ابداع كردن

ابداع كردن اكثراً با خلاقيت مترادف است ، ولي همچنان كه پرفسور « تئودور لوت2» استاد دانشگاه هاروارد اظهار مي‌كند : « فرق بين خلاقيت و ابداع كردن مثل فرق بين فكر كردن درباره انجام كاري و انجام دادن آن كار است .» پروفسور «لوت» مي‌گويد : « خلاقيت درباره چيزهاي جديد فكر مي‌كند ولي ابداع كردن چيزهاي جديد را اجرا مي‌كند».

به عنوان مثال نهضت زنجيره‌اي كردن كسب و كار يك كاربرد براي ابداع كردن به همراه خودش مي‌آورد . زيرا اين نگرش كه كالا نياز به ابداع كردن ندارد، بلكه دگرگوني و روشي كه از طريق آن ، كالا فروخته مي‌شود نياز به ابداع كردن دارد ، موجب مي‌شود امتياز دهنده تمام انرژي‌ ابداعي خود را در راهي صرف كند كه كسب و كارش در آن مسير ادامه و تداوم يابد .

در جايي كه كسب و كار محصول اصلي است ، چگونگي تأثير متقابل آن با مصرف كننده مهمتر از كالايي است كه فروخته مي‌شود .

سنجيدن

ابداع كردن به تنهايي به هيچ نتيجه‌اي ختم نمي‌شود و براي اينكه مؤثر واقع شود ، مي‌بايست تمام ابداعات سنجيده شوند . بدون سنجش چگونه مي‌توانيد بگوييد كه ابداع موفق شده است يا خير ؟

براي مثال اگر از يك گروه صاحب كارهاي مختلف بپرسيد چند فرصت فروش در روز قبل داشته‌اند‌، حدود 99% آنها پاسخ را نمي دانند .

حقيقت تلخ اين است كه سنجش در اكثر كسب و كارها انجام نمي‌شود و اين عدم سنجش براي آنها بسيار گران تمام خواهد شد . براي موفقيت در كسب و كار بايد شروع به سنجيدن هر چيزي كه مربوط به روش انجام شغل شما مي‌شود بنماييد مانند اينكه چند مشتري در روز مي‌بينيد؟ چند نفر تماس تلفني در هر روز با شما دارند؟ چند عدد از محصول شما هر روز فروخته مي‌شود‌؟ و يا چه روزهايي شلوغ ترين است ؟ و غيره

هر چه سوال راجع به اين مسايل پرسيده شود باز هم كافي نيست . در نهايت اينكه شما و كاركنان بايد به تمام كسب و كارتان به صورت ارقام بنگريد، همه چيز را بسنجيد و آمارگيري كنيد . بدون ارقام محال است بدانيد كجا هستيد و به كجا مي‌رويد.

هماهنگي

پس از اينكه شما يك مرحله را ابداع كرديد و اثرش را روي كسب و كارتان سنجيديد ، بعد از اينكه روشي را كه بهتر از روش قبل كار مي‌كند يافتيد ،‌پس از آنكه كشف كرديد چطور تعداد دفعات «پاسخ مثبت» مشتريهايتان و كاركنانتان را زياد كنيد ، زمان آن فرا مي‌رسد تا همه چيز را هماهنگ كنيد .

هماهنگ كردن حذف كردن خود سري‌ها و يا انتخاب فردي است . بدون هماهنگي ، هيچ چيز قابل برنامه‌ريزي و هيچ چيز قابل پيش بيني نيست .

حقيقت اين است كه اگر هماهنگي نداشته باشيد مالك كسب و كارتان نخواهيد بود و اگر مالك آن نباشيد نمي‌توانيد روي آن حساب باز كنيد . هماهنگي يقين و اطميناني است كه در تجربه بشري لازم است . نظم و منطقي است كه بشر براي استفاده نياز به آن دارد .

به عبارت ديگر ، زماني كه شما موردي را در كسب و كارتان ابداع كرديد ، سنجيديد و هماهنگ كرديد ، باز هم بايد ابداع كردن‌، سنجيدن و هماهنگ كردن را ادامه دهيد . دگرگوني و تغييرات در توسعه كسب و كار يك چيز متحرك است . چيزي است كه شما را براي پيش  دستي نسبت به تغييرات دنيا قادر مي‌سازد .

به طور خلاصه ابداع ، سنجش و هماهنگي ستون فقرات هر كسب و كار موفقي هستند . آنها چاشني دگرگونيهاي مختلف در توسعه كسب و كار شما هستند .

سرگروه كارآفريني

منبع :

كتاب راز موفقيت در كسب و كار آزاد ، اثر مايكل اي گربر ، ترجمه مهندس حسن اسلمي آراني (انتشارات آوازه)

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 13:32  توسط گروه آموزشی کارآفرینی | 

 

در شرکت های  خلاق  و نو آور موفقیت در سایه پژوهش و کار مطا لعا تی، برنامه ریزی دقیق ،نظم کاری ، نگاه  دراز مدت به  آینده ،  توجه  به

کیفیت محصولات  و بازار یابی  سنجیده  بدست آمده است.

 

 ویژگی شرکت های مبتکر و نو آور را به شرح زیر می توان ذکر نمود:

 

1- توجه به عمل : در اغلب شرکت های موفق روش های استاندارد عملیاتی در " انجام بده"،" تمام کن "و "امتحان کن " خلاصه می شود.  مدیر ارشد  یکی از شرکت های تولید کامپیوترمی گوید:"در برخورد با هر مسئله مهم، ده تن از افراد ارشد ذیربط را دور هم گرد می آوریم و آنها را به مدت یک هفته در اتاقی تنها می گذاریم تا جواب را بیابند و مسئله حل شود."

  از آن گذشته شرکت های موفق به تجربه کردن بهای فراوان می دهند.آنچه بسیار جالب توجه است طرحها و وسایل عملی است  که  این  شرکت ها  از آن استفاده   می کنند تا با مشکلات  مبارزه کنند و روی پا ی خود بایستند.

                                                                                       

2- تماس نزدیک با مشتری:   شرکت های موفق از مشتریان خود درس می آ موزند و تولیدات و خدمات غیر قابل مقایسه ارائه میکنند . سعی آنها بر این است که حاصل کارشان خوب و پردوام باشد .آ نا ن  سعی دارند محصولی متفاوت از رقبا ارائه دهند.بسیاری از شرکت های نوآور بهترین نقطه نظرهای مربوط  به تولیدات را از مشتریان خود می گیرند، به گفتگوهای آنها  با علاقه گوش می دهند و با آنان  جلسات منظم برقرار میسازند.

 

3- استقلال و  تهور :   شرکتهای نوآور  رهبران  و مبتکران متعددی را در سرتاسر سازمان و تشکیلات خود بکار می گیرند.هرگز افراد خود را آنقدر محدود نمی سازند تا خلاقیت را ازآ نها بگیرند . به  استقبال خطر رفتن را تشویق می کنند  و از تلاش و آزمایش های خوب حمایت می نمایند.آنها از این اصل که می گوید:"می توانید در حد منطقی و معقول اشتباه کنید" تبعیت می کنند.                           

                            

4- بهره وری از ناحیه کار کنان: در شرکت های موفق    کارکنان  را منبع  درآمد و کیفیت می دانند . برای آ نها سرمایه گذاری  منبع  اصلی  و اسا سی  برای  افزایش

کارآیی نیست.آنها احترام به کارکنان را مهم می دانند و درصدی از سرما یه را  برای نیروی انسا نی سرما یه گذاری می کنند.

 

5- ساختارهای  ساده :   ساختار شرکت های موفق  در نهایت سادگی است.تعداد مقامات ارشد این شرکت ها به طرز حیرت آوری اندک است. مدیران شرکت های چند میلیارد دلاری از یکصد نفر کمتر هستند.

 

6- متمرکز و غیر متمرکز:شرکت های موفق همزمان هم  متمرکز و هم  غیر متمرکز هستند . در بسیاری  از موارد کارکنان خط مقدم تولید- گروه تحقیق وتوسعه – استقلال و خود مختاری فراوا ن دارند . با  این حال و بطور همزمان  مدیریت شرکت نسبت به  معدودی از ارزشهای  مورد  باور  خود  به  شدت  علاقه  نشا ن  می  دهد.

                                                

  می توان گفت که نکات فوق اصول کاربردی است که در شرکت های موفق بکار گرفته شده است .اما به نظر می رسد   که  شرکت های  موفق فرهنگ ها یی  ایجاد کرده اند که ارزش و مدیریت رهبران  خود را  در هم آمیخته اند.

 

   علاوه بر نکات فوق ، یکی دیگر از ویژگیهای مهم شرکت های موفق درک اهمیت  ساده  برگزار  کردن کارها در شرایط  فشار زیاد  پیچید گی ها  است  . در بسیاری از شرکت های موفق با طرح ضربتی به جنگ کاغذ بازی و بوروکراسی رفته اند.

 

 

 از دیگر ویژگیهای شرکت های موفق به غیر رسمی بودن محیط آنها می توان اشاره نمود . حاصل  حیرت آور این موقعیت  ارتباط های  غیر رسمی  و دوستانه آنهاست که منجر به اقدام برای یادگیری بیشتر می شود وباعث بهبود شرایط و اوضاع می گردد.

 

 

 استفاده مطلوب از تجارب شرکت های موفق که  این راه پر پیچ  و خم  را طی کرده اند می تواند ما  را به مقصد مطلوب برساند  و تا زمانی که  نتوانیم  از این تجربیات موفق استفاده کنیم مستوجب پرداخت هزینه اضافه و عقب ماندگی خواهیم بود.

منبع:

مجله توسعه مدیریت /شماره 39/صفحه 49

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 11:10  توسط گروه آموزشی کارآفرینی | 

سوالات چهار گزينه‌اي درس كارآفريني

1. براساس تعريف كارآفرين عهده دار مسئوليت پيش بيني مربوط به .............. مي‌باشد .

الف- خريد و فروش         ب- عرضه و تقاضا            ج- تهيه و توزيع            د- حمل و نقل

2. يكي از جلوه‌هاي مهم خداپسندانه كارآفريني آن است كه :

الف- فرد بتواند خدمت باارزشي را به ديگران عرضه نمايد

ب- فرد بتواند براي خود كسب درآمد كند

ج- فرد بتواند محصولي توليد كند

د- فرد بتواند در سرمايه گذاري شركت نمايد

3. توان و تكليف چه رابطه‌اي دارند :

الف- غير مستقيم               ب- معكوس             ج- مستقيم             د- رابطه ندارند

4. برنامه ريزي و مديريت مربوط به كداميك از خصوصيات عمومي كارآفرينان است ؟

الف- مسئوليت پذيري         ب- شناخت شخصي          ج- سابقه تحصيلي         د- داشتن اطلاعات تجاري

5. مهمترين باور يك كارآفرين چيست ؟

الف- تغيير در رفتار يك امر شدني است .

ب- نيروي اراده مي‌تواند فكر را تحت فرمان قرار دهد .

ج- هر عمل انساني مي‌تواند فرد را در رسيدن به هدف كمك كند .

د- هر كسب و كار تازه باعث ايجاد تجربياتي مي‌گردد.

6. «توبه» به كداميك از موارد زير اشاره دارد ؟

الف- خودسازي براي تحمل مشكلات

ب- خودسازي براي رسيدن به هدف

ج- خودسازي همراه با تحقيق و تصحيح

د- خودسازي براي رشد و شكوفايي

7. در رابطه با كارآفرين چه چيزي پشتكار و مقاومت را در هم مي‌كشند ؟

الف اميد          ب- ترس              ج- خودسازي          د- ديد منفي

8. عامل اصلي در موفقيت كارآفرينها چيست ؟

الف- اميد         ب- پشتكار              ج- خودسازي          د- توكل به خدا

9. اهداف شركت را چه كساني تعيين مي‌كنند ؟

الف- كارمندان شركت           ب- سرمايه گذاران شركت            ج- هيئت مديره شركت      د- كارگران شركت

 

10. كداميك از مهمترين كارهاي خانگي به شمار مي‌آيند ؟

الف- تربيت و پرورش فرزندان               ب- تبليغ براي فروش محصولات

ج- انجام كارهاي توليدي و خدماتي براي خود و ديگران          د- موارد الف و ج

11- كداميك از موارد زير جزو عوامل كليدي مديريت كيفيت جامع مي‌باشد ؟

الف- پيشگيري از عيوب قبل از كشف آنها                 ب- تحويل نگرفتن كار معيوب و ناقص

ج- تقسيم هر كار به چند كار فرعي                          د- تعيين پاداش برهي هر كار

12. در برنامه ريزي توسعه ضغلي چند نوع فعاليت وجود دارد ؟

الف- يك نوع         ب- دو نوع            ج- سه نوع               د- چهار نوع

13. مهمترين دارايي هر واحد كاري چيست ؟

الف- سرمايه          ب- تجهيزات            ج- نيروي انساني            د- منابع مالي

14. بهترين روش كنترل چيست ؟

الف- كنترل نحوه اجراي كار                     ب- كنترل ميزان توليد و كيفيت

ج- موارد الف و ب                                  د- كنترل سرمايه و توليد

15. آموزش افراد به منظور بالا بردن كارآيي آنها مربوط به كداميك از كاهش هزينه‌ها مي‌باشد ؟

الف- كاهش هزينه‌هاي مستقيم                            ب- كاهش هزينه‌هاي اداري

ج- كاهش هزينه‌هاي غير مستقيم                         د- كاهش هزينه‌هاي فروش

16. كداميك از موارد زير مربوط به برنامه ريزي براي كاهش هزينه‌هاي غيرمستقيم مي‌باشد ؟

الف- آب و روشنايي             ب- حمل و نقل              ج- بازاريابي                د- خريد مواد

17. مديريت زمان يعني چه ؟

الف- تقسيم كار و فعاليت افراد براساس زمان كاري آنها

ب- تقسيم زمان براساس نوع كارها

ج- مديريت استفاده بهينه از وقت

د- مديريت استفاده بهينه از سرمايه

18. كارآفرينان براي حل مسايل بايد از .................... استفاده نمايند :

الف- نظر كارشناسان                               ب- روشهاي علمي حل مسئله           

ج- پول و سرمايه                                     د- روشهاي كنترل نيروي انساني

19. محاسباتي كه افراد راه و روش ابتكاري خود را براي حل مسئله بيان مي‌كنند چه نام دارد ؟

الف- جلسات شورا              ب- جلسات تصميم گيري      ج- جلسات بارش مغزي         د- جلسات هم فكري

20. انتخاب يا رد يك راه حل به چه چيزي بستگي دارد؟

الف- ميزان مجموعه درجه اهميت پي آمد ها و نقات ضعف وقوت

ب- ميزان تاثير اجراي راه حل در افزايش سرمايه

ج- ميزان مجموعه آراء مثبت اعضاي شورا

د- ميزان ضعف وقوت اعضاء شورا

21. براي اجراي درست و به موقع يك تصميم محاسبه چه چيزهايي ضروري است ؟

الف- محاسبه ميزان عرضه و تقا ضا و سرمايه

ب- محاسبه درآمد و سرمايه

ج- محاسبه نيروي انساني ، تجهيزات و هزينه و زمان

د- محاسبه نيروي انساني و دستمزد آنان

22 . انواع منابع اقتصادي يك موسسه را ..............آن موسسه مي گويند .

الف- بدهي         ب-دارايي            ج-درآمد            هزينه

23. كدام يك از موارد زير جزء داراييهاي ثابت مي باشد ؟

الف- حق الامتياز             ب-مطالبات           ج- موجودي بانك            ساختمان

24. كدام يك از موارد زير از اقلام بدهي مي باشد ؟

الف- بستانكاران            ب- بدهكاران            ج- صندوق             د- مطالبات

25. كدام يك از موارد زير از اقلام دارايي مي باشد؟

الف- حقوق پرداختي              ب- اسناد پرداختي           ج- مطالبات              د- بستانكاران

26. سه عنصر اصلي معادله حسابداري كدامند ؟

الف- دارايي بدهي سرمايه                                    ب- دارايي بدهي- درآمد

ج- دارايي بدهي هزينه                                          د-سرمايه هزينه درآمد           

27. داراييها به چند گروه تقسيم مي شوند ؟

الف- دو گروه               ب- سه گروه               ج- چهار گروه             د- پنج گروه

28. نوشتن فعاليتها در دفتر روزنامه چه نام دارد؟

الف- طبقه بندي               ب- ثبت            ج- تلخيص            د- تفسير

29. در سمت راست تراز نامه كداميك از اقلام زير را مي نويسيم ؟

الف- سرمايه              ب- بدهيها               ج- الف ، ب             د- داراييها

30. دارايي يك شركت 2000000 ريال مي باشد ، بدهي آن شركت 400000 ريال است سرمايه كداميك از اعداد زير مي باشد ؟

الف- 2400000               ب- 1600000               ج- 400000                 د-2000000

31. تعدادي اثاثه بطور نسيه خريداري شده است اين رويداد باعث.................مي شود .

الف- كاهش سرمايه              ب- كاهش بدهي                ج- افزايش سرمايه              د-افزايش دارايي

32. زماني كه فروشنده يك كشور خارجي و خريدار نيز يك كشور خارجي است چه نوع بازرگاني صورت گرفته ؟

الف- داخلي               ب- خارجي                ج- منطقه‌اي                د- ترانزييتي         

33. شركتي كه موسسات آن قسمتي از سرمايه شركت را از طريق فروش سهام به مردم تامين مي‌كنند چه نام دارد ؟

الف- سهامي خاص       ب- سهامي عام         ج- مسئوليت محدود               د- تعاوني

34. شركت تعاوني كه مي‌تواند براي انجام كارهاي توليدي ، خدماتي و بازرگاني فعاليت كند چه نام دارد ؟

الف- شركت تعاوني خدماتي                                ب- شركت تعاوني توليدي

ج- شركت تعاوني مصرف                                   د0 شركت تعاوني چند منظوره

35. « بازار بازارها» اصطلاحي است براي .............

الف- بورس هاي بزرگ كه نرخ بين المللي كالاها را تعيين مي‌كنند.

ب بازارهاي اصلي و عمده هر كشور

ج- بورسهاي عمده هر كشور كه نرخ داخلي كالاها را تعيين مي‌كنند

د- بازارهاي بين المللي

36. با ثبت شركت بازرگاني در اداره ثبت شركتها ، شركت شخصيت ................. پيدا مي‌كند.

الف- اداري                      ب- حقيقي             ج- حقوقي             د- بازرگاني

37. ISO به معناي چيست ؟

الف- سازمان استاندارد جهاني          ب- سازمان استاندارد كشوري

ج- بورس بين المللي                              د- بورس كشوري

38. كداميك جزو بانكهاي تخصصي است ؟

الف- بانك ملي              ب- بانك صنعت و معدن             ج- بانك تجارت                   د- بانك صادرات

39. در كدام نوع بيمه، بيمه گر تعهد مي‌كند كه خسارت وارده بر ديگران را جبران نمايد :

الف- بيمه عمر           ب- بيمه اتكايي              ج- بيمه شخص ثالث       د- بيمه حوادث

40. كداميك از ويژگيهاي پيام تبليغي است ؟

الف- تبليغ بايد باعث افزايش تقاضا شود

ب- تبليغ نبايد با قدرت مالي واحد توليدي متناسب باشد

ج- تبليغ بايد واضح و صميمي باشد

د- تبليغ نبايد از صداقت كافي برخوردار باشد

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 9:48  توسط گروه آموزشی کارآفرینی | 

سوالات درس كارآفريني

1. از نظر اسلام كارآفريني را تعريف كنيد .

2. رابطه توان و تكليف را بنويسيد .

3. يكي از عواملي كه باعث موفقيت اقتصادي در هر جامعه مي‌شود چيست ؟ توضيح دهيد ؟

4. نگرش تفكر منطقي را توضيح دهيد.

5. انواع نگرشها را نام ببريد .

6. مراحل برخورد با مشكل را بنويسيد .

7. مهمترين باور يك كارآفرين چيست ؟

8. اهداف يك شركت را چه كساني تعيين مي‌كنند ؟

الف) كارمندان شركت                               ب) هيئت مديره شركت

ج) سرمايه گذاران شركت                          د) كارگران شركت

9. مهمترين دارايي هر واحد كاري ........................ است .

10. ترس چه تاثيراتي در كارآفرينان دارد ؟

11. مديريت كيفيت جامع يعني چه ؟ بطور مختصر توضيح دهيد .

12. عوامل كليدي مديريت كيفيت جامع را بنويسيد .

13. يك مدير كارآفريني كارها را چگونه بايد تقسيم كند ؟

14. «جلسات بارش مغزي » چيست ؟

15. دارايي و بدهي را با ذكر مثال تعريف كنيد .

16. انواع بازرگاني را نام ببريد .

17. از مهمترين انواع بيمه چهار مورد را بنويسيد .

18. شركت‌هاي تعاوني به چند دسته تقسيم مي‌شوند ؟

19. در تاريخ 29/12/70 ارقام زير از دفاتر موسسه تعليم رانندگي دوستان استخراج شده است :

سرمايه 4500000 ريال ، اثاثه 250000 ريال ، بدهكاران 350000 ريال

بستانكاران 300000 ريال ، صندوق 300000 ريال ، اسناد پرداختني 200000 ريال

وسايل نقليه 3600000 ريال ، ساختمان 400000 ريال

مطلوب است : تنظيم ترازنامه موسسه تعليم رانندگي دوستان در تاريخ 29/12/70

20. آقاي آقاي اميري در اول مهر 1372 يك آرايشگاه تأسيس كرده است . عمليات زير در يك ماهه مهر انجام شده است :

1/7 تخصيص 37000000 ريال وجه نقد به عنوان سرمايه

10/7 خريد 2500000 ريال وسايل كار به طور نسيه

20/7 دريافت 180000 ريال از مشتريان بابت خدمات انجام شده

20/7 پرداخت 150000 ريال بابت هزينه اجاره

30/7 خريد 400000 ريال اثاثه بطور نقد

مطلوب است :

  1. ثبت معاملات فوق در دفتر روزنامه
  2. انتقال به دفتر كل به شكل T
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 9:41  توسط گروه آموزشی کارآفرینی | 

كارآفريني و آموزش

آيا تا بحال از خود پرسيده‌ايد چرا بعضي افراد، شركتها ، سازمانها و يا كشورها موفق هستند و بعضي ديگر خير ؟ آيا تا بحال به اين مسئله فكر كرده‌ايم كه چرا نظام جمهوري اسلامي همپاي موفقيتهايي كه در ابعاد علمي، سياسي ، نظامي در سطح جهان كسب كرده اما از نظر اقتصادي پيشرفت قابل ملاحظه‌اي نداشته است؟ چرا شركتها، سازمانها يا محصولات و خدمات ما در حد استانداردادهاي جهاني نيستند و در واقع خروجي دستگاه اقتصادي ما توانايي رقابت با سطوح بين المللي را ندارد ؟

در اسلام (برخلاف تصوري كه ممكن است در جامعه پياده شده باشد) سرمايه داري و كسب درآمد نامحدود در چارچوب شرع محترم شمرده شده . هيچ كس از سرمايه داري و ايجاد ثروت منع نشده است بلكه در خرج كردن آن محدوديتها و قوانيني وضع شده كه اگر درست پياده شوند مي‌توانند فاصله طبقاتي را در جامعه ما از بين ببرند .

در اقتصاد بيمار ما تنها چيزي كه مي‌تواند مفيد باشد و تحول اقتصادي ايجاد كند تشويق افراد به راه اندازي كسب و كار و صنايع كوچك است . امروزه ثابت شده است كه صنايع كوچك در بسياري از كشورها رمز موفقيت اقتصادي آنها بوده نه صنايع بزرگ و سنگين .

كساني كه مي‌توانند صنايع كوچك را توسعه دهند و اقتصاد يك كشور را متحرك و پويا نمايند كارآفرينان هستند. كارآفرين است كه با ايده و فكر جديد خود از طريق ايجاد يك كسب و كار ( چه در منزل چه بصورت مجازي ، مغازه شركت يا سازمان) و با قبول مخاطرات متعدد كاري و حيثيتي بازار تازه ايجاد مي‌كند . كارآفريني با ايجاد شغل و حرفه و يا خوداشتغالي متفاوت است زيرا هميشه واژه كارآفريني با ابداع و خلاقيت و تحول گرايي همراه است . هدف درس كارآفريني و در واقع هدف شاخه كارودانش ايجاد انگيزه براي مهارت آموزي و راه اندازي كسب و كار است و اين وظيفه سخت بر عهده معلمان كارآفريني است :

دانش‌آموز بايد ياد بگيرد كه تنها داروي اقتصاد بيمار ما و تنها عامل توسعه اقتصادي ايجاد كسب و كارهاي جديد و توسعه صنايع كوچك و متوسط است .

در جامعه صنعتي امروز كشوري موفق است كه خود را با تغيير و تحولات محيطي در سطح بين‌الملل سازگار كرده و همزمان با روند رو به رشد جامعه صنعتي به جامعه اطلاعاتي، اقتصادي ملي آنها هم به سمت اقتصاد جهاني پيش مي‌رود كه متاسفانه جامعه ما حتي هنوز در گذر از جامعه كشاورزي و نيمه صنعتي به جامعه‌اي كاملاً صنعتي ناكام مانده و براي رسيدن به استانداردهاي يك جامعه اطلاعاتي و يك اقتصاد جهاني راه سختي را پيش رو دارد .

با ايحاد شاخه كاردانش كسب و كارداراي ارزش شده چيزي كه قبلاً همه از آن غافل بوده‌اند و فضاي جامعه طوري طراحي شده بود كه پشت ميز نشيني و كار اداري ارزش داشت اما علي رغم ارزش گذاري به اين شاخه متاسفانه نگاه كسب و كارانه و فرصت گرايانه نگاه بازار محور در دانش‌آموز پرورش داده نشده و حتي در سالهاي ابتدايي گنجاندن درس كارآفريني به آن به عنوان يك درس حاشيه‌اي و به اصطلاح نمره آور نگاه مي‌شد و اين امر وظيفه معلمان كارآفريني را در حال حاضر سنگين تر نموده است .

زيبايي كارآفريني در اين است كه هر كس زيبا فكر كند برنده است . دانش‌آموزي كه درس كارآفريني را مي‌آموزد بايد اين مسئله را كاملاً درك نمايد كه براي موفق شدن در بازار اقتصادي و حيطه مشاغل مختلف مي‌بايست در زمينه‌هاي بازار و بازاريابي در زمينه فني و تخصصي و در زمينه تبليغ امور مالي و مديريتي و برنامه ريزي قوانين كار و اشتغال اطلاعات كافي داشته باشند . در كشور ما تابحال به كارآفريني به عنوان يك شغل نگاه نشده آنقدر كه ما به تحصيل فرزندان در مقاطع مختلف توجه مي‌كنيم و به كلاسهاي تقويتي و كنكور آنها توجه داريم به آينده شغلي آنها اهميت نداده‌ايم . در كشوري كه امروزه به سمت خصوصي سازي و تعديل نيروي انساني در بخشهاي دولتي پيش مي‌رود . هيچ نهاد ، بنگاه يا آموزشگاهي وجود ندارد كه جوان و نوجوان ما را در تصميم گيري‌هاي شغلي ياري دهد و براي آينده شغلي آنان راه و روش ارائه دهد .

معلمان كارآفريني با ايجاد جذابيتهايي در اين درس و با تلاش خود مي‌توانند تا حدودي اين دو خلاء را پر نمايند .

دعوت سخنران از نهادهاي مربوطه كه در امر طرح كسب و كار و اخذ جواز تاسيس دخالت دارند و يا دعوت و مصاحبه حضوري با كارآفرينان موفق و در موارد اندكي كارآفرينان شكست خورده دانش آموز را با مشكلات و لذتهاي كارآفريني آشنا كنيم . سعي كنيم بازديدهاي كارگاهي داشته باشيم و از فيلم و عكس براي اطلاح رساني به دانش‌آموز استفاده كنيم .

البته اين مسئله را هم نبايد از نظر دور داشت كه موفقيت در كارآفريني هم به عوامل فردي و هم به عوامل محيطي بستگي دارد . براي كارآفرين فردي بستر مناسب محيطي و براي كارآفرين سازماني بستر مناسب سازماني نياز است .

كارآفرين فردي اهل چالش است و توفيق طلبي مهمترين ويژگي اوست . او هميشه بدنبال مشاغل فعال و پويا بوده است . كارآفريني هم ايجاد اشتغال مي‌كند و هم ايجاد ثروت و نهايتاً ايجاد رفاه .

آنچه كه در درس كارآفريني مهم است آشنايي دانش‌آموز با ويژگيهاي فرد كارآفرين و آشنايي او با انواع طرح كسب و كار و راه مي‌باشد . او بايد از اين طريق ياد بگيرد كه چگونه مي‌تواند يك ايده خلاقانه را پرورش دهد و آنرا به ارائه محصول يا خدمتي تبديل كند و چگونه و از چه راههايي يك واحد كاري را راه اندازي نمايد. او بايد درك كند كه موفقيت قدم به قدم بدست مي‌آيد نه يكباره و براي رسيدن به نتيجه نهايي تلاش و فعاليت خود را مرحله سازي نمايد .

در كنار تلاش نهاد آموزشي بر عهده نهادهاي فرهنگي و اطلاع رساني جامعه است كه در رابطه با اهميت كار و كارآفريني بسترسازي مناسب نمايند و اين باور را در جامعه پياده كنند كه كارآفرين عامل تحول و تجديد حيات علمي و عملي يك كشور است .

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 9:33  توسط گروه آموزشی کارآفرینی | 

تعریف

 

  شاید اصطلاح مدیریت کیفیت فراگیریکی از متداولترین اصطلاحات تجارتباشد که در سالهای اخیردرمورد تمامی تلاش هایانجام شده برای پیشبرد وبهبود کیفیت به کار رفته است. مدیریت کیفیت فراگیر،بهبودی در روش های سنتی انجام کار و تجارت و فنی اثبات شده برای تضمین بقا در جهان رقابتی کنونی به شمارمیرود.

  درتجزیه لغوی این اصطلاح با سه کلمه سروکار داریم:

 

فراگیر: نشان دهنده یهمه گیر بودن آن است.

کیفیت: درجه ی تطابق کالای تولید شده با نیازمشتری را بیان می کند.

مدیریت: فن،هنر یا روش اداره کردن،کنترل کردن،هدایت کردن و... است.

 

  روح کلام درتوضیح مدیریت کیفیت فراگیرعبارت طلایی زیر است:

"چنان با دیگران رفتار کن که انتظار داری با تو رفتار کنند."

  مدیریت کیفیت فراگیر اقدامی است هوشمندانه،آرام   و مستمر که تاثیری هم نیروزا در تامین اهداف سازمان

 

 

                                

 

دارد و در نهایت به رضایت  مشتری، افزایش کارایی وبالا بردن توانایی رقابت در بازار ختم می شود.فلسفه و هدف این سیستم رسیدن به انسان ایده آل است. در چنین سازمانی احترام و اعتماد متقابل، نهادی و فراگیر است و انسان های خود رهبر وپرورش یافته مجریان سازمان می باشند.مدیریت کیفیت فراگیر را می توان مشارکت تمامی افراد و اجزای سازمان-از طریق کار گروهی-در پیشرفت و اصلاح مستمر دانست.

 

  از نظر مسائل درون سازمانی،سازمان های کیفیت فراگیر بر اساس تاکیدشان بر کار گروهی و شیوه ی مدیریتی که اختیاراتی فراتر از کنترل فراهم می کند، توصیف می شوند و توسعه ی کیفیت در این سازمان ها به عنوان بخشی از فرآیند اداره ی کار در نظر گرفته می شود.همچنین تصمیمات اتخاذ شده بر اساس این نگرش است که "آیا این مورد سبب بهبود کیفیت می شود؟" نه بر پایه ی این نگرش که "کدام هزینه ی کمتری دارد؟".

 

 از نظر مسائل برون سازمانی،می توان گفت که شرکت های کیفیت فراگیر معمولا می توانند از فروش محصولات خود درآمد بیشتری بدست آورند و نیز می توانند از وفاداری مشتری برخوردار شوند. محور تمرکز همه ی افراد در سازمان مشتری است و همه به دنبال شناختن و برآورده ساختن نیازها،کنترل،نظارت و فعالیت های توسعه طلبانه هستند.

 

                  

                                

   در پیاده سازی مدیریت کیفیت فراگیر باید بر شش مفهوم اصلی متمرکز شویم:

1- مدیریتی متعهد و شریک در کار برای فراهم آوردن حمایت های بلند مدت و از بالا به پایین در سازمان.

2- تمرکز پایدار بر مشتریان داخلی و خارجی.

3- استفاده ی موثر و فراگیر از نیروی کار.

4- بهبود مستمر در کار و فرآیندهای تولید.

5- رفتار با تامین کنندگان همانند رفتار با شرکا.

6- استقرار سیستم سنجش عملکرد فعالیت ها.

 

   هدف مدیریت کیفیت فراگیر فراهم آوردن محصول با کیفیت برای مشتریان است که انجام این کار افزایش بهره وری و کاهش هزینه را در پی دارد. با کیفیت بالاترمحصول و قیمت پایین تر آن،موقعیت رقابتی در بازار بهبود می یابد. مجموعه ی این فعالیت ها باعث می شود تا سازمان آسان تر به سود و توسعه دست یابد.

علاوه بر آن،نیروی کار از نظر شغلی احساس امنیت نموده،برای کار محیطی لذت بخش ایجاد خواهد کرد.

   مدیریت کیفیت فراگیر به یک تغییر فرهنگی نیاز دارد. این تغییر فرهنگی اساسی و بنیادی خواهد بود و مطمئنا در زمان کوتاهی بدست نمی آید.لازم به ذکراست که سازمان های کوچک به علت حجم پایین کار قادرند این تغییرات را بسیار سریع تر از سازمان های بزرگ اعمال نمایند. 

                                 

 

منبع:

مدیریت کیفیت فراگیر/ابزارهای استراتژیک و فرهنگی/گردآورنده و مترجم گروه آژینه-تهران:موسسه خدمات فرهنگی رسا،1379

 

 

  

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 9:13  توسط گروه آموزشی کارآفرینی |